سلام!خوبین؟با امتحان ها کنار اومدین؟
نمیدونم چرا احساس کردم که باید پست بذارم وگرنه خل میشم!برای همین کتابم رو بستم و اومدم پای نت.
دیروز امتحان عربی داشتیم خیلی خیلی خیلی سخت بود ولی خوب دادم خیلی حرصم در اومد کلی کلمه از فارسی به عربی خونده بودم اخر یه کلمه گردن از تو متن اومد منم نتونستم جواب بدم خلاصه 19/75 میشم!ااینم از سومین امتحانمون انقدر از دست غزاله دیروز خندیدم دیگه مردم!گفته بود غلط های ترجمه رو بگیری حدس بزنید چیکار کرده بود؟
متن عربی رو عوض کرده بود دیگه ما که ترکیدیم.
امروز دینی داشتیم دست درد گرفتم واسه هر سوال باید 6 یا 7 خط جواب مینوشتیم.بعدم اومدم خونه و خواستم ریاضی بخونم از اون موقع تا الان که ساعت 8 شبه قراره بخونم ولی نمیتونم اصلا حواسم به درس نیست!
فردا و پس فردا هم کلاس دارم ای خدا افسردگی گرفتم خاک تو سرم ادم بشو نیستم کی روزی میرسه که من برای امتحان های ترم بخونم؟
خلاصه الان تنهام و نشستم جلو کامپیوتر جواب اس مهسا رو هنوز ندادم الاناست که میس بندازه یه حرفایی میزنه فکر کنم از جارد خوشش اومده حالا تا دیروز فحش میداد ها!
تو رو خدا میبینید؟فردا باید زنگ بزنم به کاترین 1 ساعت حرف بزنم چون اون امروز زنگ زد گفت فردا باید بزنگی که بی حساب شیم.
اونا هم امروز عربی داشتن و شنبه تاریخ دارن الان هم داره حتما بیر تمرین میکنه هیچی تمرین نکرده
یه حرفی کاتی زد یه ساعت خندیدیم میگفت یادته پارسال این موقع ها میگفتم یه تار موی گندیده جیجونگ رو به ادام نمیدم!من که دیگه از خنده ولو شدم بعد خودش گفت:چه حرفای مفتی میزنم ها!
ای خدا نوجوانی هم عالمی دارد!(سخنی از مادربزرگ ملینا)این دوران رو خیلی دوست دارم واقعا شیرینه البته اگه این درس ها نباشه بهترم میشه وای عاشق این سنم.
خوب دیگه برم بلکه معجزه بشه درس بخونم
فعلا بای
تو امتحانا موفق باشید



سلام به وبلاگ گروه 4Days ago خوش امدید